[سرت راکنار بکش... ]
ردِ چرخ روی صورتش جا مانده بود.باید دراز کشیده باشد که ردِ چرخ روی صورتش جا مانده بود.اصلا ّ نمی شدسرپا ایستاده باشد.حتمن یاشایدنشسته بود که ردِچرخ روی صورتش جا مانده بود.ردعاج های نزدیک به هم،درست
سمت گونه ی چپ...،می شد راحت دید که ردِ چرخ روی صورتش جامانده
بود .اگر صورتش را عقب می کشید یا در مسیر حرکت نبود امکان نداشت ،
خودش کمی کوتاهی کرد که رد چرخ روی صورتش جا مانده بود. هرچقدرهم
که خودش را گناه کار نداند کسی دلش نمی خواست که رد چرخ روی صورتش
جا مانده بود . بچه هرچند نمی دانست اما نمی خواست تا این قدر بد به اونگاه
کنند.اگر سرش را کنار می کشید اسباب بازی از کنارش رد می شد اما حالا ،
رد چرخ روی صورتش جامانده بود.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 14:30 توسط حسین دیلم کتولی
|